محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2962
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گرفت و زحمت دشمن وى را از پيش برداشت . امير مؤمنان را كه خدايش مكرم بدارد خبر مىدهم كه مسلم بن عقيل به خانه هانى بن عروهء مرادى پناه برده بود و من خبرگيران بر آنها گماشتم و مردان ميانشان فرستادم و حيله كردم تا آنها را بياوردم و خدا آنها را به دست من داد كه پيش آوردمشان و گردنهاشان را زدم اينك سرهايشان را همراه هانى بن ابى حيه همدانى و زبير بن اروح تميمى براى تو فرستادم . اين دو كس شنوا و مطيع و نيكخواهند ، امير مؤمنان هر چه مىخواهد از آنها بپرسد كه مطيع و راستگو و با فهم و درستكارند . و السلام . » گويد : يزيد براى وى نوشت : « اما بعد چنان بوده اى كه مىخواستهام ، دور - انديشانه عمل كرده اى و دليرانه اقدام كرده اى . لياقت و كفايت نشان داده اى و انتظارى را كه از تو داشتم بر آورده اى و رأى مرا دربارهء خويش تأييد كرده اى ، دو فرستادهء تو را پيش خواندم و از آنها پرسش كردم و محرمانه سخن كردم و رأى و فضلشان را چنان يافتم كه نوشته بودى ، با آنها نيكى كن . « خبر يافتهام كه حسين بن على راه عراق گرفته . ديدگاهها بنه و پادگانها ، مراقب مردم مشكوك باش و به صرف تهمت بگير اما كسى را كه با تو نجنگيده مكش و هر چه رخ مىدهد براى من بنويس . درود بر تو باد و رحمت خداى . » عون بن ابى جحيفه گويد : قيام مسلم بن عقيل در كوفه به روز سه شنبه هشت روز رفته از ذى حجه سال شصتم بود . و بقولى به روز چهار شنبه هفت روز پس از عرفه و يك روز پس از برون شدن حسين از مكه به آهنگ كوفه بود ، به سال شصتم . گويد : برون شدن حسين از مدينه به آهنگ مكه روز شنبه دو روز مانده از رجب سال شصتم بود . شب جمعه سه روز رفته از شعبان به مكه رسيد و همه شعبان و رمضان و شوال و ذى القعده را در مكه به سر برد . آنگاه هشت روز رفته از ذى حجه به روز سه شنبه ، روز ترويه ، همان روز كه مسلم بن عقيل قيام كرده بود از مكه برون شد .